مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1032

طب اكبرى ( فارسى )

علاج : حيله‌ها كنند كه خواب آرد . و جهت خواب آمدن ، روغن بنفشه و كدوى شيرين در بينى مالند . و طبيخ بابونه و بنفشه و نيلوفر و كشك جو نيم كوفته و پوست خشخاش بر سر ريزند نيم گرم . و ايضا طبيخ مذكور در طاسى اندازند و قدرى از روغن بنفشه يا روغن مغز تخم كدوى شيرين بر آن ريزند و سر به بخار وى دارند و ردايى بر سر در پوشند چنان‌چه متعارف است تا بخار پراكنده نشود و به دماغ برآيد . و آنچه در سهر گفته شد به عمل آرند تا به خواب رود . و چون تب به انحطاط افتد ، به حمام رفتن و آب شيرين نيم گرم بسيار به تكرار بر سر ريختن و به آبزن نشستن نفع دارد . و بايد كه احتياط كنند تا عرق نيايد و از حمّام زود برآيد . و پس از استحمام ، غذاى لطيف و سبك بخورانند ؛ چون فراريج و مانند آن . و روغنهاى مرطّب تدهين نمايند بر بدن . و تشرّب جلّاب كه از شكر طبرزد و گلاب و عرق بيدمشك ساخته باشند به غايت مفيد است . و جماع و جملهء آنچه خشكى فزايد ، زيان كار است . [ 1354 ] نوع هشتم : آنكه از خواب طويل يا از ترك استحمام و ترك رياضت معتاد پديد آيد « 1 » . و ظاهر است كه از بسيارى خواب و ترك مايعتاد ، بخارهاى فزونى در بدن گرد مىآيد و به روح مىآميزد و آن را گرم و كدر مىسازد . و علامت او ، تقدم سبب است و امتلاى نبض . علاج : به حمام برند و عرق آورند و آب نيم گرم بر بدن ريزند و به رياضت معتدل مشغول دارند و خفتن ندهند بسيار و به دستهاى مختلف دلك فرمايند . و اگر سبوس گندم و تخم تربوز « 2 » و قدرى نمك باريك ساخته و بر تن مالند ، بهتر باشد . و غذاى لطيف و سريع الهضم و قليل المقدار دهند . و اين نوع ، مسمى است به « حمى يوم قشفى » . [ 1355 ] نوع نهم : آنكه از تعب و رنج پديد آيد « 3 » . و لا يخفى كه حركت بدن ، مفاصل و ديگر اعضا را گرم مىكند و بدان سبب حرارت مشتعل مىگردد و ارواح را گرم مىسازد . و علامت او ، تقدم تعب بدن است و خشكى بشره و نبض صغير مايل به صلابت و مفاصل نسبت به ديگر اعضا گرم‌تر نمودن و اعيا و ماندگى ظاهر شدن . و باشد كه سعال خشك و

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Sleeping ephemeral fever . ( 2 ) . در نسخه‌يى ، خربزه ضبط شده است . م . ( 3 ) . قاموس القانون : Fatigue ephemeral fever .